یک روز عادی با شکرگزاری

صبح قراره مامان بیدارم کنه ( با وایبر) ، خودمم ساعت رو کوک کردم ولی یکم تنیلیم میاد!

میام بعد آلارم گوشی دوباره رو کاناپه دراز میکشم. بعد میام تو اتاق مطالعه دراز میکشم. بعد خواب آلود میام پای اسکایپ ... مامان زنگ میزنه ... کتاب معجزه ی شکرگزاریو میخونم .روز دوم تمرینها هستم .(امشب موقع خواب باید به اتفاقات خوب امروز فکر کنم)

بعدش شروع میکنم مثلا به درس خوندن . همسر گفته زود بیدارم کن...

lecture میبینم.

ساعت 11:30 کلاس دارم. قبل کلاس هاکان رو میبینم . خواب آلود هست و داره جزوه اش رو میخونه... میگه دارم مقاله مینویسم.

بعد نهار نور رو میبینم و گپ میزنیم.

میام خونه یه 15 min خواب ، کمی ول معطلی ، یک نسکافه و بعد درس.

همسر میاد. شامکی میخوریم...

/ 2 نظر / 10 بازدید
مهتاب

موفق باشی پریاجون

مهتاب

شکرگزاری همیشه جواب می ده پریا