عدم خراب کردن زحماتم در لحظه ی آخر 2

یکی دوبار تو زندگیم گند زدم به همه ی تلاشهام و زیرپا لهشون کردم...شاید همیشه اینکار رو میکنم...وعلت این گند زدنها چی بوده؟ که من حوصله ی جنگیدن نداشتم و خودمو دست کم گرفتم...

تو هر مقطعی فکر میکنی این بزرگترین گندی بوده که به زندگیت زدی و بعد میبینی نخیر انگار از اون مهمتر هم هست .

مطمئنا وقتی بری جلو میبینی مراحل مهمتری هم هستن 

وتنبلی ریشه ی همه ی گند زدن ها بوده ....چاره ی کار خوندن کتاب روانشناسی و انجام تمرینهاشه و یادم باشه که  من از بچگی شبکار بودم و نمیتونم عادتمو عوض کنم

/ 4 نظر / 17 بازدید
باتومهتاب

راست می گی پریا ،تنبلی ریشه همه گند زدن هاست ...منم تجربه اش رو دارم

شادی

گندو که همه مون میزنیم .عادیه .[نیشخند]

شادی

راااااااااااااااااحته راحت .[نیشخند][راک]

ایسن

وبلاگ دست نوشته های یک جادوگر رو وقت کردی بخون من که خیلی استفاده کردم