ایمیر گولو

با دوستان به پیشنهاد من رفتیم ایمیر گولو... بازم از خنده شکم درد گرفتم ...از مرغابیها و غروب خورشید عکس گرفتم ...شب برگشتنی هم اومدیم محوطه ی خونه ی ما...کلی حرفهای ترسناک زدیمو تخمه شکستیم

/ 0 نظر / 13 بازدید