شب برفی

رفتم بیرون. رومانس بود.از دوردست صدای سگ میامد. کمی ترسیدم.

برگشتم خانه.

خوشحالم که تو این شب سرد برفی، توی خانه با چایی لحظات خوبی را دارم.

/ 1 نظر / 2 بازدید
عادل

درود خیلی مختصر نوشتین اما حقیقتش من چیز زیادی متوجه نشدم. فکر کنم جا داره یه خورده بیشترش کنین. موفق باشی . من که چیزی نفهمیدم اما امیدوارم دیگران بفهمن[لبخند]