یک روز تعطیل

صبح ساعت 10 از خواب بیدار شدیم...صبحانه حاضر کردم و دونفری نوش جان کردیم...بعدش نوبت نهار بود که دو نفری پختیم...موقع دوش گرفتن یه زرده ی تخم مرغ رو با یه قاشق رو غن زیتون مخلوط کردم وگذاشتم 20 دقیقه روموهام... خیلی نرم و خوش حالت شده بودند...عصری با مامانی و خواهری صحبت کردم... و بعدش هم با همسرم رفتیم بیرون...برا من یه بلوز خریدیم و برا خونه هم میوه و مخلفات...

شب آقای همسر کباب درست کردند و منم کمی ظرف شستم... روزآروم وخوبی بود الانم می خوام پاشم کیک درست کنم...

/ 4 نظر / 13 بازدید
باتومهتاب

سلام پریا جان این پستم رو که نوشتم گفتم الان پریا می یاد درباره تمیزکاری خونه تشویقم می کنه . موفق باشی دوستم

مستانه

سلام. مطالبتون را که نگاه می کنم، خوبن، جالب ان. منم یه دانشجوی شریفی هستم. یه چیزایی می نویسم، بد نیست اونها را هم بخونی[لبخند] اگر با تبادل لینک موافقی توی وبم بهم خبر بده تا لینک کنیم هم دیگه رو.[چشمک] [لبخند]