می نویسم ،بدون عنوان .این اولین باری هستم که بی تیتر شروع می کنم به نوشتن.

گاهی وقتها حس میکنم، عدم حضور خدا دلم رو پر کرده و الان هم یکی از اون گاهی وقت ها هست....عدم حضور خدا، یعنی حضور ناامیدی، حضور بی صبری، حضور بدبینی، نوشتن  کمی بهم آرامش می بخشه...ویک ترنم قشنگ رو میطلبه...با موزیک هم نوا می شم...بهت احتیاج دارم...خوب که دقت میکنم می گم شاید علت این عدم حضورمعبود، فیزیولوژیک باشه.

پروردگار مهربونم ممنون که به قلبم دوباره اومدی.خدا، مثل همیشه باهام باش.من اومدم که شاد زندگی کنم و نشان بدم که بلدم شاد زندگی کنمخنده