مادر! چه کلمه ی مقدسی!مادر!مادر!

مادر در وهله ی اول چی رو برام تداعی می کنه؟از خودگذشتگی؟فداکاری؟ایثار؟محبت؟عشق؟ دعا؟نگرانی؟حلال مشکلات؟

همه ی این ها باهم و حتی خیلی بیشتراز اینا...

یادم باشه که همیشه ی همیشه موقع صحبت با مادرم، با حوصله ترین آدم روی زمین باشم،یادم باشه که مادرم رو تک تک کلمات من مکث میکنه، جمله هام رو آنالیز می کنه تا بدونه فرزندش در آسایش کامل هست یا نه،؟ واگه  غیر این باشه، میشکنه و غصه می خوره...
یادم باشه که عشق مادر به فرزندش درست از آسمان،از پیش خدا ، اومده این پایین.

یادم باشه به عنوان یک موجود فعلا زمینی،ارزش این عشق آسمانی رو بدونم و بدونم که نظیر این عشق صاف رو فقط در آسمان می شود جست وجوکرد و بس.

یادم باشه که مادرم قابل احترام ترین و لایق ترین موجود زمینیه که از آسمون برای حفاظت من اومده...

یادم باشه همیشه با مادرم مهربون باشم.

یادم باشه  که مادرم خیلی خیلی منو دوست داره و این یک محبت بی بدیل...بی منت...و زیبا...

یادم باشه همیشه حرمت فرشته ی محافظم ،مادرم،روحفظ کنم.قلب